این جلسه با حضور آقایان : مهدی آخرتی ٬ مهدی مهدیزادگان ٬ محمود شهابی ٬
علی رضا حسینی٬ محمد راهدار ٬ مرتضی شفاعی ٬حامد حسینی راوش
خانم ها:فاطمه خمر ٬ فاطمه اخوان ٬ نیلوفر اقبال ٬ ملیحه آخوندی ٬ زهرا یعقوبی.
به دلایلی نقد شهر جناب "حسینی راوش" به هفته بعد موکول شد. واین جلسه با صحبت های
آقای آخرتی پیرامون بحث ساده نویسی و موسیقی در شعر آزاد شکل گرفت.
باتوجه به اهمیت آن خلاصه ای از بحث در پست حاضربه شاعران و دوستداران شعر و ادب
پارسی ارائه میگردد.
ساده نویسی : آنچه که در شعر امروز با عنوان ساده نویسی مطرح میشود در حقیقت سهل
انگاری ست نه ساده نویسی !
عده ای براین باورند که ساده نویسی به معنای رعایت کردن ارکان جمله است. در صورتی که
این باور ٬کاملا غلط است. ما حتی در زبان روزمره ی خود به جابجایی در نحو اهمیت می دهیم
به عنوان مثال وقتی کسی می خواهد وارد اتاق شود ٬ اگر خود آن فرد مهم باشد اول نام شخص
را می آوریم " علی آمد"
بعد به فعل "آمدن "اشاره میکنیم اما اگر آن لحظه آمدن مهم باشد اول آمدن را بیان
میکنیم بعد نام شخص را." آمد"
وقتی ما درزبان معیار بارها و بارها این جابجایی ها را انجام می دهیم چرا از رعایت آن در
شعر که کلامی فاخر است امتناع می ورزیم؟
شعری که نتواند به این مسئله ی مهم پایبند باشد٬سطحی نازل تراز زبان عادی خواهد داشت.
یکی دیگر از مصداق های بارز سهل انگاری٬ در زبان اتکابه فقط و فقط یک وجه در جملات
شعر است ! حال آنکه وجوه جمله بر شش قسم است : التزامی ٬ آرزویی ٬امری ٬ پرسشی ٬
خبری ٬ توصیفی
مادرگفتگوهای روزمره مان از این وجوه استفاده میکینم اما در شعرمان فقط وجه خبری وجود
دارد
واستفاده از وجه خبری٬ عملی فراتر از رساندن یک خبرو توصیف یک فضا انجام نخواهد داد.
واین جاست که می گوییم زبان لاغر شده است
به عنوان نمونه ای از ساده نویسی باید به شعر سعدی اشاره کرد. آنچه شعر سعدی را از این
حیث تمیز می دهد و به آن اغنا می بخشد ٬ بحث عاطفه در شعراست ودر واقع" سهل ممتنع"
بودن زبان سعدی ار لحن عاطفی زبانش ایفاد می شود.
وسوالی مطرح است که:
آیا در شعر معاصر دشوار نویسی وجود دارد؟
حقیقت این است که در شعر معاصر دشوار نویسی نداریم
"اگرمرگ / همه ی آن لحظه ای ست که ساعت سرخ / از تپش باز می ماند/ وشمعی که از
رهگذر باد میان بودن و نبودن / درنگی نمی کند/ خوشا آن دم که زن وار/با شادترین نیاز تنم
به آغوشش کشم/ (شاملو)
در این شعر دشوار نویسی وجود دارد ؟
کلام دشوار نیست بلکه مخاطب است که آن را دشوار می انگارد. کسانی که در تعریف دشوار
نویسی و ساده نویسی دچار اشتباه شده اند را باید به شعر خاقانی ارجاع داد . در برخی از بیت
های اشعار او حتی اگر معنی کلمات را هم دریافت کنیم ٬ برای فهمیدن معنای کلی بیت به
مشکل برمی خوریم.
دشوار نویسی یعنی تمام معانی را مجازی بکار بریم و در چنین جایگاهی ست که دریافت شعر
دشوارخواهد شد.
شعر سپید امروز : کسی که شعر سپید می سراید٬ بدین معنی ست که از اشعار کلاسیک
گذرکرده و آن ها را دریافته است و به دنبال دریافتی عمیق تر و فراتر از این است.
اما چند درصد از شاعران سپید سرای امروز این مرحله راپیموده اند؟!
باید اعتراف کنم که بسیاری از اشعار سپید امروز از بسیاری ازنثرهای ساده ی تاریخی
ضعیف تر است !
در آثار منثور قدیم از جمله" مقامات حمیدی" می بینیم که علی رغم منثور بودنشان ٬ تا چه
اندازه برای نگارنده ی آنها جایگاه افعال حائز اهمییت بوده است.
در باب موسیقی شعر با طرح قسمتی از یکی از آثار شاملو بحث های قابل توجهی عنوان شد
که اشاراتی هم به آن می کنم:
آنچه جان از من همی ستاند / ای کاش دشنه ای باشد / یا خود گلوله ای ..
موسیقی درشعر از آنجایی آغاز می شود که جایگاه کلمه را در متن بدانیم. اگر این مهم را
رعایت نکردیم شعر را موسیقایی نکردیم درواقع وبه نثر آن هم نثری ضعیف دست برده ایم
صرفا داشتن یک ریتم خوب ٬ تعیین کننده ی موسیقی یک اثر نیست.
اگر بتوانیم فقط به یک دلیل کلمه ای را جابجا کنیم ٬ در زبانمان تا اندازه ای عملکرد
مثبت داشته ایم.
در این شعر جابجایی نه به یک دلیل که به چندین دلیل اتفاق می افتد وبه زبان سطح
مطلوبی بخشیده است. شاعر چنان به کلام چفت و بست می دهد که مخاطب نمی تواند اجزای
جمله را جابجا کند .
این جابجایی از جنبه های مختلف قابل بررسی ست:
از جنبه ی معنوی: شیوه نگارش متن ارجحیت گلوله را به دشنه نشان می دهد. واین یعنی
ارجعییت خیانت مدرن ٬ به شیوه ی خیانت در قدیم.
موسیقیایی : تکرار حرف "ش". که این واج آرایی کلام را از جنبه ی لفطی برتری می بخشد
ضمن اینکه این تکرار صدای شلیک گلوله را هم به ذهن متبادر میکند.
دراین شعر دور موسیقایی هم وجود دارد وقتی " ای کاش دشنه ای باشد "
را می خوانیم ٬ دور موسیقیکامل میشود وشاعر با این کار خواسته از این جنبه هم ارجعییت
گلوله را نشان دهد.
و این نمونه های واقعی شعرسپید بیانگراین است که شعر سپید وزن ندارد اما قالب ٬ فرم ٬
موسیقی که روح شعر است را٬ دارد.
به عنوان نکته ی پایانی باید گفت : شاعری در حوزه ی زبان توانمند است که بتواند مطول بودن
را بدون هیچ ایراد زبانی بنویسد.
وقتی بوستان و گلستان سعدی را می خوانیم به این قدرت پی میبریم. باید باز گردیم به آثار
گذشتگان ودر شعرشان تآمل و تدبر کنیم.
اینکه برخی از اشعار گذشتگان ٬ ضرب المثل امروز ماهستند ٬ به دلیل توانایی شاعر در بعد
کنایی زبان است واین تنها یک وجه از تبحر زبانی آنهاست.
ممنون از توجهتان
باتشکر از مهدی آخرتی برای در اختیار گذاشتن این مهم درشعر سپید که خواسته ی بسیاری
ازدوستان بود .
باتشکر از فاطمه خمر درپیاده کردن این گزارش
الهه فیاضی